محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1036
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
اسمعيل رافضى تارك صحابه ، و اينها بعد از تيمور تا زمان شاه اسمعيل خالى از كدورت و نفاق نبودهاند و مىگويد چون مخالفتى با هم داشتهاند شاه اسمعيل طلوع كرده در اندك زمان سنّيان سنوى را ذليل و بعد از آن انساب اولاد ايشان را از روى زمين برداشت و شيوهء تشيّع و رفض ظاهر ساخت و اگر صاحبكاران سنّى اتّفاق مىنمودند او را رخنه نمىدادند و به سبب نفاق بناى دولتشان خراب شد . و مىگويد تا زمان شاه عبّاس پادشاهان در كار عزل و نصب و ساير امور خود مستقل بودند ، بعد از او پادشاهان زبون تسلّط خدّام و چاكران شدند و دولتشان مشرف به انهدام شد . و ديگر از زمان شاه عبّاس بزرگ شرب شراب شايع گشت و از براى عوام و خواص رخصت بود و كسى اجتناب نمىنمود و ممنوع نمىشد صغير و كبير به عيش و عشرت مبتلا و به امور دولت خود نمىپرداختند حتى شاه سلطان حسين كه به زهد و تقوى ميلى تمام داشت در زمان اقتدار خود قدرت بر دفع و رفع اين فساد نيافت و شرب خمر را مؤكّد به عقوبت عظيم غدغن كرد و در شهر اصفهان و محلّه جلفا شرابها بر زمين ريختند و خمها شكستند و خمخانهها را دربستند غدغن گرديد كه سواى ملوك ارامنه به يكديگر قطرهاى شراب به كسى نفروشند تأكيد اكيد و تنبيه شديد به اقصى الغاية رسيد و در آخر كار اين قضيّه نتيجه داد كه خلق صبر و تحمّل نياورده صغار و كبار جمع شدند و مشورت كردند كه از براى شراب خوردن از شاه اذن طلبند تا قدغن شكسته شود عاقبت والدهء شاه را براى اين كار واسطه كردند و او تمارض كرد و اطبّا را چيز بسيار داده تطميع كردند كه تجويز كنند كه دواى اين درد شرابست بالجمله شراب پيدا كرده و به يك دو قدح كه نوشيد مرض [ مادر ] پادشاه بحران كرد و به شاه پند مشفقانه دادند و در ضمن آن ابرام و الحاح نمودند كه به طريقهء اسلاف مىبايد بود و مى دوساله امروز براى رفع غم بايد پيمود ، و فردا را براى آمدن نشاط انبساط بايد نمود . شاه به نحوى مبتلاى شراب شد كه بالكليّه از تنظيم امور خود بازماند ، به لذّات شهوانى مشغول شده خوانندهها و سازندهها و رقّاص و مطرب در مجالس محفلآرا شدند ، امور دولت خود را به رجال دولت سفارش نمود و زمام حكومت به دست رجال دولت افتاد و ظالم از مظلوم و حق از باطل تميز نيافت و همه به هواى نفس خود هرچه خواستند كردند و گرد از وجود ملك و ملّت برآوردند و گويند شاه سلطان حسين در تمام عمر خود